واکس چهار ماهگی

اقا شایان اینقد وقت مامان و پر کردی که هر اتفاقی که میافته رو با یه هفته دیرکرد مینوسم عزیزم ولی خوبه که بعضی موقع ها فرصت نوشتن میدی عزیزم
30 بهمن رفتیم با خاله فرناز واکسن 4 ماهگیتو زدیم عزیزم
خواب بودی کلی باهات سروکله زدم تا بیدار شدی و خانم دکتر
تا سوزن بهت زد یه جیغ بنفش کشیدی و در حد 15 ثانیه گریه کردی و دیگه اروم شدی اینقد که اقا و صبوری گل پسر مامان

ولی وقتی اومدیم خونه چون جای امپولت درد میکرد خیلی گریه کردی
مامانی من هم تا تونستم کمپرس سرد میکردم که تو کمتر اذیت بشی عزیزم
از ساعت3 به بعد هم کمی تب کردی که با پاشویه و استامینافون کنترلش کردم نذاشتم تبت بالا بره عزیزم
ولی تا فرداش هم هی تبت بالا و پایین میشد عزیزم
امیدوارم همیشه صحیح و سلامت باشی نفسم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


واکس چهار ماهگی
